|
25/09/1386 |
|
خداي متعال در سورهي توبه ميفرمايد: الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيلا... باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندا
در راه خدا با مال وجانتان جهاد كنيد، بالأخره آدم يكي از اين دو تا را دارد، يا هر دو رادارد؛ با هرچه داريد براي خدا كار كنيد و بعد هم پايههاي اصلي بنا را برمبناي تقوا بگذاريد. در همين سوره ميفرمايد كه عدهاي بچه مسلمان مسجدقبا را ساختند، بعد در برابر آن مسجد ضرار ساخته شد؛ از پيامبر(ص) دعوتكردند كه آنجا نماز بخوانند، پيامبر قبول كردند. آيهي قرآن نازل شد كهمبادا بروي آنجا نماز بخواني «أفمن اسس بنيانه علي شفا جرفٍ هار». آيا اينمسجدي كه بر مبناي تقوا گذاشته شد قابل مقايسه است با آنكه بر مبناي نفاقگذاشته شد؟!
اين نشان ميدهد كه هيأت بايد چگونه باشد. «لا يزال بنيانهم الذّي بنواربية في قلوبهم». منافقان عدهاي هستند كه بناي اينها بر مبناي ريب و شكاست. مدام شك و شبهه ايجاد ميكنند. بعد از دو، سه ساعت همنشيني با اينافراد، آدم در بسياري از اصول شك ميكند و چيزي جز اين براي آدم ندارند،الّا اينكه دل همه را تكهتكه كنند و ببرند. «قل تعالوا الي كلمة سواءبيننا و بينكم». توحيد يكي از مسائل مشترك ماست. در توحيد بسياري از مسائلحل ميشود. مسئلهي حكومت و قانونگذاري، جايگاه ولايت، جايگاه دموكراتيكو دموكراسي مشخص ميشود. در دانشگاهها از مغالطههاي فراواني استفادهميشود. يعني در جمع باسوادهاي ما بيشتر مشتركات لفظي موجب انحراف ميشود؛به عنوان مثال همين واژهي «آزادي» كه گفته ميشود، هيچ كس نميتواندمنكرش شود؛ اما سؤال اين است كه آزادي واقعاً چيست؟ تعريف كنيد! خشونت،تمدن و قانونگذاري هم همينطور. بچه مسلمان نبايد خودباخته باشد، ازگوينده بخواهيد كه معنا كند. بپرسيد كه منظورتان چيست؟ ما كجاييم؟ جايگاهما كجاست؟ تعريفتان از انسان چيست؟ آنها روحي براي انسان قائل نيستند، يكوقت شخص ماترياليست انسان را معنا ميكند، او كه به جز شكم چيزي رانميفهمد، ميگويد انسان پنجاه سال عمر دارد، ما براي پنجاه سال او برنامهداريم. او كه به روح قائل نيست، برنامهاي هم براي روح و فطرت ندارد، چراداشته باشد؟ تعريف يك مسلمان از انسان چيست؟ چقدر آدم بايد نامسلمان ونادرست باشد كه هماننظر ماترياليستي را ديكته كند و بگويد كه دولت فقطمسئول تأمين همين است.
راهاندازي هيأتها به فطرتها بر ميگردد. همهي ما يك ايده داريم و آناين است كه هيأت جذبهاي خدايي دارد و در هيأت اهلبيت راه را به ما نشانميدهند. ميفرمايند: «رحما... امر احياء امرنا» خدا رحمت كند كسي كه امرما را احيا كند. يعني آنگونه كه هستيم محاسن كلام ما را براي مردم بازگوكند و روح بينات ما را به مردم بگويد.
آيهي 41 سورهي توبه ميفرمايد: «لقد ابتغوا الفتنة من قبل و قلّبوا لكالامور» كارها را (اي پيامبر) براي تو وعوض ميكند، تو را به اشتباهمياندازد. توجه داشته باش كه چه ميكنند، امر به منكر و نهي از خوبيميكنند!
هيأت دانشجويي بايد شكل خودش را داشته باشد و پاسخگوي بسياري از سؤالهاشبهه برانگيز باشد. گاهي واژهها مختلف است ولي ريشه يكي است. هيأت بايددر معناي و مرزبنديها دقيق باشد، اصلاً جاي تسامح نيست. در غير اصولنميتوانيم خيلي سخت بگيريم. هيأت مثل اين است كه از خود امام حسين آموختهكه اگر كسي خواست وارد هيأت شود، نپرسد ديروز كجا بودي؛ ولي اين به اينمعنا نيست كه ديروز و فردايش قابل قبول است. از شما كه تحصيل كردهايدتوقع ميرود كه در هر كاري توجيه علمي داشته باشيد و حد و حدودش را مشخصكنيد. ضابطهاي كلي براي بسياري از موضوعات هست و آن اين است كه با روحهيأت سازگاري داشته باشد. هدف وسيله را توجيه نميكند، از هر راهينميتوانيم افراد را جذب كنيم، بلكه خود انتخاب راه هم بايد درست باشد. اصول را معين كنيد. اصول را معين كنيد تا بدانيد كجاها ميتوان حالتارتجاعي داشت و قدري تحمل كرد تا ديگران بيايند و در كجا بايد محكم بود. پايهگذاري هيأت بايد محكم و متقن باشد.
پايهي انقلاب اسلامي ايران در همين هيأتها گذاشته شد. امام فرمودند كهما هرچه داريم از محرم و صفر است! ما خيلي دستاوردها را از بركت امامحسين(ع) داريم. چارچوب و برنامه آماده است، منتهي شما مسئوليت هيأتهابايد براي ارتقاي كيفي اين برنامهها طرح داشته باشيد. چون اعضاي هيأتهابا جان و دل براي امام حسين(ع) كار ميكنند. اگر ما نميتوانيم از اينانرژي خالص بالقوه استفاده كنيم، ضعف از ماست.
پينوشت: بخشي از سخنراني در همايش هيأت دانشجويي.
|