Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to heyat
 :  عمه ی سادات  :  جلسه سی و چهارم  :  جلسه سی و سوم  :  جلسه سی و یکم  :  "علی کیست؟"  :  "خورشید موعود"  :  "پناه بی کسان"  :  "آخرین موکب"  :  در مدح حضرت ابا الفضل العباس(ع)  :  نفس انسان
صفحه اصلی
 
 
 
امروز : 16/06/1389
صفحه نخست arrow فانوس arrow جلسه سی و یکم
 
 
جلسه سی و یکم چاپ ارسال مطلب
06/02/1388

جلسه سی و یکم

یکشنبه - 26/3/87

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر به خاطر شریف دوستان باشد بحثمان در خصوص بندگی بود. برخی از آسیب های بندگی را بیان کردیم؛ و بعد از آن پیشگیری آن را کمی توضیح دادیم.

اولین عامل غفلت زدگی است. معنای غفلت زدگی را برایتان گفته ام، . . .

   

جلسه سی و یکم

یکشنبه - 26/3/87

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر به خاطر شریف دوستان باشد بحثمان در خصوص بندگی بود. برخی از آسیب های بندگی را بیان کردیم؛ و بعد از آن پیشگیری آن را کمی توضیح دادیم.

اولین عامل غفلت زدگی است. معنای غفلت زدگی را برایتان گفته ام، فکر نمی کنم فراموشتان شده باشد. الآنه همان را یادآوری می کنم. غفلت با فراموشی فرق می کند. غفلت یعنی؛ من حواسم، توجه ام، تمرکزم به چیزی برود، که از دیگر چیز غافل شوم. نه اینکه حواسم نباشد، حواسم هست، ولی به آنجایی که باید نیست.

فرضاً من می خواهم از خیابان رد شوم. می دانم در خیابان ماشین هست. ولی وقتی پسرم را در طرف دیگر خیابان می بینم حواسم از چیز مهمتر - ماشین های در خیابان - پرت می شود. این را غفلت می نامند.

در برخی از اوقات امور مادی موجب غفلت می شود. البته در هر دوره ی زمانی این قضیه فرق می کند. مثلاً در سنین جوانی و نوجوانی، امور شهوانی و جنسی بیشتر موجب غفلت می شود. این عامل باعث می شود تا بیشتر جوان ها از عبادت کردن و درس خواندن غافل شوند. کمی که بزرگتر می شود به مال و منال و پرستیژ و اعتبار و بازار و جامعه و مقام و ... این هاست که موجب غفلتش می شود. یک مقدار بالاتر، فرزند و در کل چیز هایی که به آن ها افتخار می کنیم موجب غفلت ما می شوند.

نمونه داستان برای این بخواهید، داستان بشر حافی است. بشر حافی مسئول اداری مالی هارون الرشید بود. وضعش خوب بود و با رشوه خواری و رشوه دادن زندگی می کرد. این کار خیلی کثیف است. آدمی هم که این کار را می کند خیلی کثیف است. این فرد با این کار مردم را در منگنه قرار می دهد تا خود را بفروشند. بشر حافی به وسیله ی اموال این و آن عیاشی می کرد. خوش گذرانی می کرد. وقتی امام (ع) آمدند از جلوی خانه ی ایشان رد شوند فرمودند : این بنده است یا آزاده؟ یکی گفت : آزاده ؛ امام فرمودند : همان، آزاد است که این کار ها را می کند. یعنی همین ها موجب غفلت او شده است. غفلت کرده از آن چیزی که باید حواسش می بوده است.

دیگر چیزی که به نظر می آید جزو آسیب های جدی است، هواپرستی است. آدم هوا داشته باشد. در قرآن آمده است : پیامبر، دیدی کسی را که هوای نفس خود را خدای خودش قرار داده است؟ آیا تو بر او وکیلی؟ خیال میکند که تو برای او می توانی کاری بکنی. دقت کنید. امام عصر هم برای کسی که هوای نفس دارد نمی تواند کاری کند. خدا به پیامبرش می گوید نمی توانی برای او کاری کنی. دیگر امام زمان(عج) که جای خود دارد. مبادا ما ها هوا پرست شویم. فرقان، آیه 43. البته شاید کسی بگوید کسی که هوا پرستی می کند از موقعیت خودش غافل است. و این زیر مجموعه ی همان اولی است، ممکن است. طوری نیست اگر کسی بگوید. امثال بلعم باعورا اینجورند. بلعم باعورا کسی بود که مستجاب الدعوه بود. آنوقت دختری آوردند تا او دعا کند و او خوب شود. او دعا کرد و دختر هم خوب شد. زیبایی او چشمش را گرفت. قرآن می گوید : مثال او مثل سگ می ماند. یکی از اولیاءالله بود. خدا هیچ خویشی با کسی ندارد. خیال نکنید اگر افتادید در وادی سی دی و عکسی های مستهجل و ... خراب نمی شوید. آسته آسته خراب خواهید شد. هیچی هم ته اش نمی ماند. غفلت نکنید.

از این حال خوشی که گاهی اوقات داریم غرور نگیرتمان. خیال کنیم همیشگی است. اگر در زندگی گناه کنیم همه اش را از بین می برد. بلعم باعورا انسانی بود هوا پرست.

گاهی خود پرستی است. هارون وقتی به فرعون گفت زکات مالت را بده گفت : من این چیزی که به دست آوردم توسط علمی بود که نزد خودم بود؛ من علم اقتصاد و مردم داری بلد بودم. من بازار حالیمه. من پول و بدم به کی ؟ بدم به چهار تا فقیر. خوب اگر هنر داشتند پول در می آوردند.

 فکر می کنم خود پرستی هم در مواقعی که انسان از خدا غافل است قدرت مانور دارد. اگر آدم غافل نباشد نمی تواند مانور دهد. پس می توان گفت همه ی این ها بر میگردد به غفلت از خدا.

دیگر عامل دنیا پرستی است. شهادت مسلم بن عقیل را وقتی به امام حسین (ع) که در سفر حجاز بودند، دادند ایشان آمدند در جمع و از روی نوشته ای خواندند : حضرت مرم را اینگونه توصیف کرده بودند : الناس و عبید الدنیا : مردم دنیا پرستند. مردم بنده ی دنیا هستند. و دین برای آن ها لغ ست.

من قبل از اینکه بالای ممبر بیایم یک چای با دو قند به من دادند. بعد ازآن که آن را خوردم در دهانم شیرینی ای را احساس کردم. شیرینکی در ضاعقه ام می زند. این را لغ می نامند. دین کمی در دهان این ها شیرین آمده است. در زبانشان کمی شیرینی اش آمده است. خیلی هم نه.

دور دین می چرخند تا آنجایی که معیشتشان را تأمین کند. مثل مورچه. انسان ها احاطه می کنند این دین را تا آن جایی که معیشتشان را تأمین کند. تا آنجایی که پولی توش درآد، مالی در بیاید، آبرو و مقام و شهرتی در آن دربیاید. تا وقتی که شهوات این ها را تأمین کند دنبالش هستند. اما همین اندازه که اگر مردم به واسطه ی این دین به بلا مبتلا بشوند دین داران خیلی کم می شوند .  قربون بند کیفتم تا پول داری رفیقتم.

این انقلاب آنوقتی خوب است، که چیزی بابت آن گیرم بیاید! حالا مقامی، پولی چیزی. آن هایی که جون دادند و شهید شدند با من خیلی فرق دارند. چون من دنیا پرستم. من دیدم، برخی با این انقلاب هستند تا به سمت و مقامی برسند. اگر نرسند، اگر شد تقلب می کنند، اگر شد پول خرج می کنند، حتی اگر شد مقام ولایت را تحت فشار قرار می دهند، از هر راهی می روند تا به آن شهوات خود برسند، اگر رسیدند ، این انقلاب چقدر خوب است، به به .

همین هفته ی گذشته که خدمت مقام معظم رهبری رفتیم همین را گفتند، گفتند که یک عده ای خیلی از این جمهوریت تعریف می کردند، حالا که مردم به آن ها رأی نمی دهند ، می گویند عوام فریبی است و پوپولیستی هستش و ... اینها. این ها را می گویند و ما آن ها را شنیده ایم. قرآن می فرماید : پیامبر، آن موقع که می بینند با آن ها هستی به دورت می ریزند، اما هر وقت دیدند ولشان کردی از تو دور می شوند. پس ارزش واقعی برای این پول و پست و مقام و شهوت است ! و الا چیزی پشتش نیست. اگر ولی فقیه به من مقام دهد عجب مقام ولایتی، اگر نداد، بالعکس، در صورتیکه آقا اصل نیست، اصل حضرت عالی است! اصل آرزوهای شماست!

گاهی از اوقات ما از کسی یا چیزی خوشمان می آید ولی خودمون نمی دانیم چرا. من اینطوری شده ام. یک وقتی من دو نفر را می شناسم، که هر دو یک مدل رفتار می کنند و تقریباً شبیه هم هستند، ولی از یک خوشم می آید و دیگری خوشم نمی آید و این را برای استادم بیان کردم و ایشان فرمودند : فلانی، این برای نفس توست. یه خرده دقت کن. نکنه وقتی در جلسه وارد می شوی اون یکی جلویت بلند می شود و، آن یکی مثلاً حالش را ندارد. یک کمی دقت کردم دیدم ایشان درست می گویند. دیدم آن کسی که دوستش می دارم، جلوی پایم خیلی بلند می شود. دقت کنید این ها نفس است ها.

برای پیشگیری باید چه کار کنیم ؟ ببینید ، انسان قبل از آنکه به کفر کشیده شود در برابر نفس خودش به بردگی و بندگی بیفتد، باید به فکر علاج باشد. پیشگیری همیشه از درمان بهتر است. شما الآن که اینجا نشستید، اگر بگویم غافل نشوید ممکن است حواستان پرت نشود، اما وقتی غافل شدی به این زودی حواست جمع نمی شود، مگر آنکه یک فریاد بلندی بزنیم. نری زیر ماشین.

دوم توحید. یکتا پرستی عامل اصلی و پیشگیری هوا پرستی است. ادعای موحد بودن فقط نکن. سعی کن در رفتار هم موحد باشی. در همه جا خدا را در نظر داشته باشی.

سوم هم خود سازی است. بزرگان اهل معرفت، می گویند تنها راه همین خودسازی است. یعنی نفس خودش را تربیت کند. خوب برای همین باید یک وقتی بگذارد و بپرسد، چی داردم؟ کجا هستم ؟ چه کار باید بکنم ؟ بالاخره خدا روزی را به من داد و من این را چگونه گذران کردم ؟ آیا کار هایم درست بود ؟ از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ به کجا می روم آخر ؟ اگر می بینید سخت جون هستید بروید قبرستان و مرده ها را ببینید. گاهی ما دشمن را دشمن نمی گیریم. باید دشمن را دشمن گرفت. شیطان دشمن شماست. آن را دشمن بگیرید.

چگونه یک راهکار عملی برای بندگی بدهیم؛ راهکار عملی برای بندگی این است که از کارهی کوچک کوچک شروع کنید. یهو تصمیم نگیرید که همه ی کارهای خوب را انجام دهیم مثل بنده خوب ها، ما نمی توانیم، کوچک کوچک شروع کن. تمرین کن هر کاری که می کنی فقط برای خدا باشد. همین چیزی که می نویسی و گوش می دهی. گاهی یک پنج تومانی دادن به فقیر، یک کلمه حرف خوب زدن، کارهای کوچک را شروع کنیم. یک دروغ نگو. صبح تا شب نمی توانم دروغ نگویم، خوب یکی نگو. کاری نداره. خوب ها همین کار را کرده اند. یکی یکی شروع کردن. این استمرار می خواهد.اینگونه باید ادامه دهد تا عمرش را پرکند. بعد یهو نگاه می کند، که تمام شریان های دنیایی آدم خدایی شده است. وقتی اینجور شد دیگر رسیده ایم. خدا کند که برسیم. انشاءالله. سخت نیست، اراده می خواهد. اراده تان را در این جهت که می گویم قوی کنید. کوچک هایی که بقل هم می آیند یهو نگاه می کنید چقدر شده است.

ما خیلی اذیت می شویم. چون کوریم، چشم هایمان بسته است و حالا می خواهیم راه را پیدا کنیم. من که خیلی اذیت می شوم. اما آن هایی که با خدا رفیقند چگونه حرکت می کنند.

فقط وصف حال بزرگان را برایمان تعریف میکنند و ما نمی فهمیم. ما نمی دانیم امام حسین(ع) چه کیفی می کرد، حتی در روز عاشورا. دشمنش بدبخت بود نه او. او بهترین نجوا را با خدای متعال داشت. قبول ندارید. او بهترین شب را شب عاشورا گذراند. مسئله ی امام حسین (ع) سخت بود ولی شیرین.  

امام حسین (ع) به حضرت عباس(ع) گفت برو به این ها بگو یک شب به من فرصت بدهند تا با خدای خودم نجوا کنم، صحبت کنم. آن شب را می خواهد برای رفاقت با او صحبت کند. من و تو گنگ با خیال را حت خوابیم.

حتی چیز های دنیا را هم او جور دیگر می داند. او با ما فرق می  رذدئو./

گکند. ما لذت نمی بریم. ما از هم دیگر می ترسیم. این دشمن منه او نبره او نگیره ... . اصلاً نمی توانیم خیلی قشنگ همدیگر را نگاه کنیم. در حالی که او اینگونه نیست.

دیدند مجنون سگی را می بوسد. به او گفتند تا الآن عاشق لیلی بودی و الآن عاشق این شدی؟!! گفت :

این سگ فرخ رخه لیلی است این     پاس بان خیمه ی لیلی است این

تمام یاران امام حسین(ع) لذت واقعی شان آنموقعی بوده است که امام به آن ها نگاه می کرده.

خدا رحمت کند امام(ره) را که می فرمودند این دولت مرد های امریکا و انگلیس مثل گرگ می مانند که وقتی می خواهند بخوابند رو به روی هم می خوابند چون هر کدام ترس از کشته شدن دراند.

یک عارفی در محله ی ما بود که زمان رضا شاه لباسش را در آورده بودند. او می رفت یک نصفه نون از نانوایی می گرفت و می خورد و همان کنار خیابان سر را می گذاشت و می خوابید و می گفت : رضا شاه خواب به این خوشی نمی رود. گوشه کوچه کیف دارد می کند. دنبال چه می گردیم ؟ آرامش در بندگی و یاد خداست. نه این ها.

می دوند پول در بیاورند تا آرامش پیدا کنند. با پول می شه آرامش پیدا کرد ؟ راه را گم کرده است. آن چیز دیگر است.

 

نظر
افزدون جدیدجستجو
نام:
ایمیل:
 خبرم کن اگر جوابی داده شد:  
وب سایت:
عنوان:
 
 
 
 
نام کاربری
رمز ورود
ورود خودکار
بازیابی رمز عبور
عضویت در سایت
     

صفحه نخست | بی نشان | فانوس | پاتک | شهید هفته | روزانه | خادمین | حرف دل | حاج آقا تهرانی | گالری تصاویر | دریافت فایل | حاج مهدی سلحشور | تالار گفتگو

فروشگاه | اهل بیت | جلسات هیات | نکته ها | ایستگاه صلواتی | تماس با ما | پیر غلامان | اخبار | پخش مستقیم | مسابقه | پیوندها |نقشه سايت