Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to heyat
 :  عمه ی سادات  :  جلسه سی و چهارم  :  جلسه سی و سوم  :  جلسه سی و یکم  :  "علی کیست؟"  :  "خورشید موعود"  :  "پناه بی کسان"  :  "آخرین موکب"  :  در مدح حضرت ابا الفضل العباس(ع)  :  نفس انسان
صفحه اصلی
 
 
 
امروز : 16/06/1389
صفحه نخست arrow فانوس arrow جلسه سی و چهارم
 
 
جلسه سی و چهارم چاپ ارسال مطلب
06/02/1388

جلسه سی و چهارم

16/4/1387

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را شاکرم که امشب هم در خدمت شما دوستان هستم. امشب قصد دارم به پرسش هایی که در این چند وقت در ذهنتان شکل گرفته پاسخ دهم، از این رو بحث خودمان را ادامه نمی دهم  و در همین جا متوقف نگه می دارم. . . .

جلسه سی و چهارم

16/4/1387

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را شاکرم که امشب هم در خدمت شما دوستان هستم. امشب قصد دارم به پرسش هایی که در این چند وقت در ذهنتان شکل گرفته پاسخ دهم، از این رو بحث خودمان را ادامه نمی دهم  و در همین جا متوقف نگه می دارم.

اما قبل از پرسش و پاسخ مقداری در خصوص ماه رجب برایتان بگویم. اینطور هم می شود، که ابتدا سؤالاتتان را بپرسید و بعد من صحبت کنم یا بالعکس. پس اول سؤالتان را بپرسید. صلواتی بفرستید.

 

سؤال : در قرآن عده ای را اینگونه معرفی می کنند که: آن ها گمان می کنند که کار درست و نیک انجام می دهند در حالی که جزء زیان کاران هستند. چگونه تشخیص دهیم جزء این افراد هستم یا نه؟

آیه این است : بگو، آیا می خواهید تا بیدارتان کنم که چه افرادی بیش از همه ورشکسته اند؟!! کسانی که تلاششان و کوششان در دنیا گمراهی است و خیال می کنند خوب میکنند در حالی که بد می کنند.

کسانی که عمری در انحراف و گناه به سر می برند و خیال می کنند که خوب میکنند این ها از همه بدبخت ترند. آقا سؤالشان این است که ما از کجا بفهمیم جزء این افراد هستیم یا نیستیم.

به این حالت می گویند جهل مرکب. من یک چیزی را بلد نیستیم، فرض کنید منزل یکی از دوستان ما جنب تقاطع حکیم و شهید اشرفی اصفهانی است. اما بلد نیستم بروم. خوب در نتیجه چه کار میکنم؟ از شما می پرسم. من آدرس را نمی دانم ولی می دانم که نمی دانم. این خیلی خوب است. میدانم باید نماز شب خواند ولی بلد نیستم آن را بخوانم. می دانم زن داری کردن در اسلام هست ولی بلد نیستم این کار را بکنم. خوب این را می پرسم. می دانم باید پول در بیاورم ولی نمی دانم چگونه، خوب می روم می پرسم. آقا شیوه ی پول درآوردن چگونه است ؟ یکی از دوستان ما در مجلس خیلی آدم جالبیه. قبلاً من نمی دانستم که ایشان آدم جالبیست. ایشان وقتی بی کار میشوند پیش ما می آیند و می گویند، بیایید بحثی در خصوص فلان موضوع بکنیم. من هم دوستش دارم. چون می فهمد که سؤال دارد، بعد حل میشود. حالا اگر هم من بلد نبودم او می رود سراق یکی دیگر. به پاسخ می رسد. اما گاهی از اوقات نمی داند، و نمی داند که نمی داند. این را جهل مرکب می نامند.

آن کس که نداند و نداند که نداند    در جهل مرکب تا ابد و دهر بماند      

خیال میکند خوب زندگی میکند، به او میگویند برو پیش مشاور، میگوید من از او بیشتر میفهمم. حالا خون خانمش را در شیشه کرده است. میگوید این اسلامی است در صورتی که ربطی هم به اسلام ندارد. خودش هم حالیش نیست که اشتباه می کند. این خیلی بد است. این جواب را پیدا نمی کند، کسی هم به او بگوید او را مسخره می کند. اگر بداند که نداند خیلی خوب است. اقلاً می پرسد. این آیه در خصوص کسی اسن که در جهل مرکب است، یعنی گم است ولی نمی داند که گم است. خیلی بدبخت است. هی گاز میدهد و زور میدهد. این موضوع در ابعاد مختلف است. از زندگی فردی بگیر تا زندگی اجتماعی. در اعتقاداتمان هست، در افکار سیاسی اجتماعی مان هست. اشتباه داریم می ریم ولی طلبکار هم هستیم. شما نگاه کنید. اگر فلانی خط و راهش با اون یکی کمی متفاوت است به خودش اجازه می دهد هر حرفی را بزند. هر فحش و دروغی به او بگوید و ببنندد. اسمش هم مسلمان است.

من یادم هست زمانی در نیویورک بودیم، آنموقع حضرت آقای جوادی عاملی به نیویورک آمده بودند و من با ایشان قراری داشتم تا ببینمشان. خوب ما افتخار شاگردی ایشان را داشتیم و داریم. وقتی که من به آنجا رسیدم فرمودند که آقا رفته اند. گفتم چرا؟ فرمودند هوا بارانی بوده برای همین برای آنکه در راه فرودگاه مشکلی پیش نیاید زود تر رفته اند. خوب ما دیدیم که استاد از دست ما پرید. همان آقا به من گفت خوب حالا طوری نیست، فلان آقا هم هست. پیش خودم گفتم خوب چیزی عایدم نمی شود. با این حال پیش ایشان رفتیم و سلام کردیم. یک آقایی هم کنار این آقا بود. من تا نشستم این آقا ده بیست تا فحش جانانه به علمای اسلام داد. چون در خطّ های آقا نبود. من چون بنا نداشتم خودم را با او درگیر کنم چیزی نگفتم. وقت نماز شد. یکدفعه همین آقایی که فحش میداد بلند شد و به نماز ایستاد. من احساس عجیبی بهم دست داد و به خودم گفتم مگر این آقا نماز هم می خواند. چگونه باور میکردم. بعد می بینه ، طرف آنقدر این کارا کرده است که برایش عادی شده است. اصلاً متوجه غلط بودن کار نیست.

چرا دروغ می گوییم. یک بچه هم می فهمد دروغ گفتن بد است، من و تو نمی فهمیم. جلو بچه دروغ بگی میگه خدا سنگت می کنه. دروغ گو دشمن خداست. فلانی ریشش از ما بلند تر است ولی ه راحتی دروغ می گوید. خیلی هامون اینطوری هستیم. در درسمان، کارمان، اجتماعمان، سیاستمان، مباحث تربیتی مان، به خودمان حق هم می دهیم . خیال میکنیم که همین درست است. باید مراقبه و محاسبه داشته باشیم. از خودتان یقه گیری کنید. ما یقه همدیگر را می گیریم ولی یقه ی خودمان را نمی گیریم. ما باید به خودمان نگاه کنیم. چه می گوییم، چرا می رویم، چرا می آییم. یه موقع همین الآن  بمبی منفجر شود و همه مان برویم هوا. برای خودت، برای عمرت، برای زنت برای نبودنت ارزش قائل شو. برای همین حساب کتاب کن. برای خودت یک ذره ارزش قائل شوید. در هر حزبی وارد نشوید، با هر گروهی نروید. این خیلی مهم است و کم نگیرید.

 

ما در امریکا یک مؤسسه ای داشتیم. بقل آن یک جایی بود به نام naked city  یعنی شهر لختی ها. تو صف می ایستادن و پول میدادند تا افراد بی عفت را تماشا کنند. یک آقایی در نیویرک از من پرسید بلیط ورودی اینجا چقدر است؟ گفتم نمی دانم. گفت بپرس، گفتم نمی پرسم. گفت بیا بریم از نگهبان دم در بپرس به من بگو. من چی کار دارم به اون ها. می دونی چرا نمی رفتم چون فکر می کردم تا دارم می روم به طرف اونجا بمیرم. من پنج سال اونجا بودم یه نگاه به اونجا نکردم. اون آقا بعد از چند وقت اومد پیش من و گفت : من پرسیدم 10 دلار است. حالا 10 دلار یا 15 دلار. که چی ؟ ببین، بذر این کاری که داری میکنی چیه ؟ واقعاً چرا اینجا میآی ؟ چرا اونجا می ری ؟ به اعتقاد من آدم باید خیلی قشنگ مراقبه کند. لحظه به لحظه. چرا کاندیدا می شی؟ چرا نمی شی ؟ چرا می خری ؟ چرا نمی خری؟ راه در مان این قضیه فقط مراقبه است. در مراقبه خیلی از این ها را می فهمید. خودتان را با بزرگتر ها چک کنید. مثلاً با اهل بیت خودتان را بسنجید. اینطوری چک کنید. اگر امام عصر(عج) بود می رفت بپرسد یا نمی رفت ؟  اگر ایشان اینجا بود می رفتی بپرسی یا نه ؟ گاهی شوخی می کنیم، گاهی میگویم فلانی فلان اگر امام زمان (عج) بودن این را می گفتی ؟ یا بند می آمدی ؟ بنابراین مؤمن چیزی را نمی گوید الّا اینکه فکر میکند. این چیزی که می گویم برای آخرت خودم ویا دیگران، برای دنیای خودم و یا دیگران مفید است یا خیر؟ برای همین امام صادق (ع) فرمودند : اگر به تو گفتند سخن گفتن نقره است بدان که سکوت کردن طلاست. پس هر چه می خواهی بگویی قبلش به آن فکرکن.

 

سؤال : اعمال و رفتار آدمی چگونه بر روی رفتار و اعمال باطنی اش اثر می گذارد ؟

 ببینید، رفتار ما بر حالات نفسانی ما تأثیر جدی دارد. خیلی ها احساس می کنند که یک دروغ گفتن کجای آدم اثر میگذارد. امروز که تو دروغ میگی و غیبت می کنی اگر تونستی نماز شب پاشو. ای کاش آدم یک گناهی انجام می داد خلاص می شد. ولی اینطوری نیست. تو که دروغ میگی توفیق نماز اول وقت را نداری تا آن هم مقدمه ای برای خراب کاری های بعدی شود. بعد همینطور ادامه پیدا می کند. به خوبی تأثیر میگذارد .بزرگان می گویند حتی شکل باطنی آدم توسط رفتار آدم ساخته می شود. دل مثل آینه است که خدای متعال در آن می تابد و می توانی آن را ببینی و گناه مثل گردی است که بر روی آن می نشیند. همینطور می گیرد تا خفه می شود.

سؤال : در روایت عمران بصری آمده است که از فتوا دادن دوری کنید. این برای مجتهد است یا برای عوام؟

در روایت آمده شما از فتوا دادن مثل آن موقعی که از شیر فرار می کنید فرار کنید. اگر آدم مجتهد نباشد که کلاً ممنوع است. اونی هم که بلد است جوری نباشد که صریح حرف را بزند. اگر وظیفه اش هست بیان کند اگر نیست که هیچ. بنابراین این روایت دارد می گوید که با تأمل این را بکن.

سؤال : درباره ی مبانی عقلانی تقلید اگر میشود توضیح دهید.

 تقلید جاهل از جاهل را علما تأیید نمی کنند. انگار کوری را عصا کش کوری دیگر کنند. ولی کن جاهل به سمت عالم کشیده شود مطلوب است. مثلاً من ماشینم خراب شده است، خوب باید پیش چه کسی بروم ؟ پیش مکانیک. در مباحث علمی هم همینطور است. اگر خودت صاحب نظری که هیچ، اگر نیستی برو پیش یک عالم تا جوابت را بدهد. بیش از هر چیز دلیل عقلی دلیل تقلید است. خوب اون طرف 70 سال زحمت کشیده و زبان اهل بیت (ع) و قرآن را یاد گرفته است. روایات ضعیف و قوی را می داند و دلالت روایات را می فهمد حالا حرف او را بشنو. بنابراین تقلید از امور فرعیه جایز است.

 

سؤال : دوست دارم به یقین برسم چه کار کنم ؟

اگر می خواهی به یقین برسی آن کاری را که می دانی به آن عمل کن. شکر یقین باعث ازدیاد یقین است. من و شما به چیز هایی یقین داریم. مثلاً یقین داریم بی ادبی کردن بد است. میدانیم آزردن کسی بد است. نمی دانیم ؟ می دانیم دروغ گفتن و دو رویی بد است ، می دانیم حسادت بد است.  می دانیم تکبر بد است، خوب همین چیزی که می دانی را به آن عمل کن تا به یقین برسی. خیر ببینی. بعد آن چیزی را هم که نمی دانی خدا بهت خواهد داد. بندگی کن تا به مقام یقین برسی. یعنی خدا یقین را بیشتر میکند به شرطی که قدر آن چیزی که داری را بدانی. قدردانی عملی منظورم هست. به همان اندازه که سواد دارم آن را عملی اش هم بکنم. همین که می دانی را عمل کن خدا بهتر و بیشترش را به تو خواهد داد.

سؤال : اگر به گناهی عادت کرده باشیم و بخواهیم آن را ترک کنیم باید چه کار کنیم ؟

تصمیم بگیرید و کم کم آن را ترک کنید. یهو نروید .ما گاهی اوقات کتاب های بزرگان را می خوانیم و حالت تهییج بهمان دست می دهد و می خواهیم که آنگونه شویم ، خوب است ولی یک نکته را توجه کنید؛ یکی یکی شروع کنید. همه را با هم شروع نکنید. گناه هم اگر مرتکب می شوید، راه مبارزه اش از بین بردن محرک های آن است. گاهی از اوقات به دیدن یک عکس است. گاهی از اوقات به دیدن یک فیلم و وبلاگ و اسلاید است. بلوتوث گرفتن از این و آن است. خوب همین را حذفش کن. یعنی برای پرهیز از گناه مقدمات آن را جمع کنید. گاهی از اوقات پرهیز از مقدمات گناه آسان است ولی از خود گناه سخت است. کسی که عادت کرده باشد به چیزی برگرداندن آن مثل معجزه می ماند. یا در جایی دیگر عادت طبع دوم آدم است. وقتی شما عادت کردید یعنی طبعتان این است. پس شما باید مقدمات را از بین ببرید تا از دست گناه راحت شوید.

سؤال : آیا بعد از توبه کردن اثری از گناه باقی می ماند ؟

 انشاءلله که نه. اگر واقعاً از ته دل توبه کرده باشید اینگونه می باشد. در قرآن آمده است که اگر کسی توبه ی واقعی کند تمام گناهانش را نیز به حسنه تبدیل خواهیم کرد. خدا خیلی بزرگ است.

هر آنچه هستی باز آی

گر کافر و گبر و خودپرستی باز آی   

درگه ما، در گه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی باز آی

 

یکی از برکات این ماه توبه است، ماه ماهه رجب است. رجب به نظرم به معنای استحیار است. یعنی طلب حیا کردن برای ما. حیا کن در مقابل خدا. این ماه، ماه خداست. ماه رجب ماه خداست. ماه شعبان، ماه پیامبر (ص) است. ماه مبارک رمضان، ماه مردم است. ماه ناس است. می گن سحر های این ماه که می شود ملک فریاد می زند «أین رجبیّون؟» کجایند آن هایی که اهل ماه رجب هستند؟ رجب نام یک نهری است در بهشت که در روایت داریم از شیر سفید تر است و از عسل شیرین تر. به همه دردی می خورد.

در این ماه زیاد روزه بگیرید، ولو یک روز. روزهای آخر این ماه بود که یکی از اصحاب امام صادق (ع) پیش ایشان آمدند و فرمودند : از فضیلت های این ماه به من بگویید، حضرت فرمودند : روزه بگیرید. فرد گفت : چشم، فقط من تا حالا متوجه نبودم روزه گرفتن در این ماه خیلی فضیلت دارد؟!! حضرت فرمودند : فرصت های از دست رفته رت دیگر نمی توان کاری کرد، دنیا را خرج کنی نمی توانی آن را برگردانی. سخت نیست. نیتت را درست کن.

به دیگران کمک کنید. شما روزه می گیرید برای خدا، مسجد می روی برای خدا، گریه میکنی برای امام حسین (ع). این ریا نیست. ریا این نیست که افراد ببینند، ریا این است که تو آن کار را برای دیگری انجام  ندهی. حالا او ببیند یا نبیند. احمدی نژاد باید دور ایران بگردد و همه او را ببینند. خوب این ریا است. نه این ریا نیست، باید ببینیم نیت او چیست؟ آیا نیت او برای خداست؟ پس عبادت است. خوب مردم هم ببینند، خوب ببینند، تلوزیون هم نشانش می دهد خوب بدهد. اما اگر بخواهد برای این باشد که مردم ببینند، و نیتش این باشد، ریا است. من که کتاب می نویسم، تو بالاخره این کتاب را می بینی. ببین. اصلاً نوشتم که ببینی، اما نیتم چیست؟ اگر خدا است، خدا، اگر پول است پول. نیتت را درست کن. نیتت را خالص کن. منی که روضه می آم نه برای آفرین گفتن افراد می آم نه برای فحش دادن آن ها، فقط برای خدا می آیم. نیتم چیز دیگر است. و آن نیت ارزش کارم را نشان می دهد. اگر برای پول است به همان اندازه و اگر برای خداست به اندازه ای دیگر.

روزه بگیرید.هر کار مستحبی هم که هست انجام دهید. حالا من ببینم یا نبینم. انجام این کار ها زیاد هم سخت نیست. بعضی ها می گویند، آدم اگر بخواهد عارف شود باید زنش را سه طلاقه کند. هیچ کیفی نکنه و ... نه اینطور هم نیست. کسی عارف می شود بهترین کیف را هم می کند. با این فرض که من هرچه دارم از بابا و مادر و بچه و پول و ... هرچی که دارم از برکت وجود امام عصر(عج) ببینم. اگر آقا نبود این ها هم نبود. خودم را مدیون آقا بدانم.

 خیلی مهم است که از درون زندگی کنی. فرق عارف با انسان عادی این است. والّا هم تو غذا می خوری هم او. هم تو زن می گیری، هم او. هم او می میرد و هم تو. ، ولی یکی نیست. هر دو تایی مان هم جبهه می رویم،هر دوتایی مان هم عبادت می کنیم، ولی باهم یکی نیست. بستگی دارد به معرفتمان. امام عصر(عج) نماز مغربش را چند رکعت می خواند؟ خوب سه رکعت. ما چه طور ؟ سه رکعت. پس چرا نماز ما با او زمین تا آسمان فرق دارد؟ خودتون می دانید.

مگر من و تو کم به فقیر پول می دهیم؟ دم در خانه ی حضرت علی فقیری آمد و آنها نانشان را به او دادند و خود با آب افطار کردند. کلاً سه تا نان بود. خون پرش نان الآن چند است ؟ 200 تومن؟ نه اصلاً بگو هزار تومان. در کل 3000 تومان دادند. 17 آیه در خصوصشان آمده است. ما این ها را به عنوان بزرگترین آدم ها می شناسیم. من و تو ملیون هم بدهیم یک آیه درباره ی مان نمی آید، می آید ؟ من قسم می خورم نمی آید.

یه انگشتر اشاره کرد او هم به او داد. بی سواد ها میگویند انگشتر حضرت انگشتر گرانقیمتی بوده که خدا برای آن آیه نازل کرده است. اونوقط ما ملیون ها دلار پول بدهیم. نه عزیزم! این انگشتر ارزشی ندارد،پس چرا این آیه می آد؟ برو مثل او عمل کن. چنین خلوصی را اگر توانستی انجام بده.

رفت جنگ، گفتند کشته شد، گفت نه این کشته شده در راه حق است.حالا یک دفعه میگوییم او سیاه است، غلام است ، اما خدا آنقدر دوستش دارد که امام حسین(ع) بالای سرش آمد. شما بروید تحقیق کنید، امام حسین(ع) بالای سر همه ی شهدا نیامد، ببینید، امام حسین(ع) بالا سر برخی از شهدا آمد نه همه ی آن ها. یکی از آن ها همین غلام سیاه است. چشمش را باز کرد دید سرش بر روی زانوی امام حسین(ع) است. دو شب و سه روز بعد از روز عاشورا، آمدند تا شهدا را دفن کنند. یکی آمد به امام سجاد (ع) گفت : یک بدن سیاهی هم آنطرف است، امام گفت : آن غلام ماست. نگاه کن، شاید مردم حسابت نکنند، ولی امامت تورا حساب کند. این بستگی به خودت دارد.

واستان از دست دیوان فلاخ

تا که باز آید به تو عقل و فلاح

بگیر خودت را، خودت را کنترل کن. سؤال هاتون هم باشد بعد جواب میدهم. انشاءالله در جلسات بعد هم پرسش و پاسخ می گذاریم.

مواظبت کنید. این عمر ارزشمندی که خدا به شما داده است قیمتش بی نهایت است. از دستش ندهید. خیال نکنید مفت است. هر چی خدا می ارزد من هم می ارزم. کم بها نگذار او را. والسلام.

نظر
افزدون جدیدجستجو
نام:
ایمیل:
 خبرم کن اگر جوابی داده شد:  
وب سایت:
عنوان:
 
 
 
 
نام کاربری
رمز ورود
ورود خودکار
بازیابی رمز عبور
عضویت در سایت
     

صفحه نخست | بی نشان | فانوس | پاتک | شهید هفته | روزانه | خادمین | حرف دل | حاج آقا تهرانی | گالری تصاویر | دریافت فایل | حاج مهدی سلحشور | تالار گفتگو

فروشگاه | اهل بیت | جلسات هیات | نکته ها | ایستگاه صلواتی | تماس با ما | پیر غلامان | اخبار | پخش مستقیم | مسابقه | پیوندها |نقشه سايت